الشيخ رسول جعفريان

186

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

دين حنيف متفرق شدند ، ورقة بن نوفل نصرانى شد ، « 1 » زيد بن عمرو توقف كرده و مردم را دعوت به دين ابراهيم نمود ، « 2 » امية بن ابى الصلت نيز از جمله افرادى است كه از ابراهيم و اسماعيل ياد كرده شراب را برخود حرام نموده و دربت پرستى ترديد كرده است . « 3 » او در شعر خود مىگويد : رَبُّ الْحَنيفِيَّةِ لَمْ تَنْفَذْ خَزائِنُها * مَمْلُوءَ ةً طَبَّقَ اْلافاقَ سُلْطاناً « 4 » « خزائن رب حنفيت پايان ناپذير بوده و سلطهء او در تمام آفاق گسترده است . » پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در مورد او گفت : شعر او مؤمن اما قلب او كافر بود ؛ « 5 » او همان كسى است كه براى كشته‌هاى مشركين در غزوهء بدر مرثيه مىخواند ؛ « 6 » ابونعيم نقل كرده كه ابوذر در جاهليت لااله الاالله گفته و بت نپرستيده است . « 7 » از جملهء اين افراد نابغة الجعدى بوده كه دربارهء او گفته شده از شراب دست كشيده و در شعر خود گفته : الْحَمْدُلِلّهِ لاشَريكَ لَهُ * مَنْ لَمْ يَقُلْها فَنَفْسَهُ ظَلَما « ستايش خدايى را كه شريكى براى او نيست و كسى كه اين را نگويد به نفس خود ظلم كرده است . » او بعد از آمدن به مدينه مسلمان شد و در جنگ صفين در كنار على بن ابى طالب عليهما السلام قرار گرفت . « 8 » اين به معناى آن نيست كه اينها به توحيد با همهء خصوصيات آن معتقد بوده‌اند . امّية بن ابى الصلت خدا را جسم معرفى مىكرده است . « 9 » يعقوبى نيز با اشاره به اين كه دينهاى عرب به علت مجاورت با ملتهاى مختلف با هم فرق مىكرده ، مىگويد : فرزندان معد بن عدنان بر دين ابراهيم عليه السلام بوده‌اند ، آنها حج به جاى آورده و ماه‌هاى حرام را بزرگ مىداشته‌اند . « 10 » اما همان گونه كه اشاره كرديم دين ابراهيم عليه السلام به صورت تحريف شده در ميان مردم بوده است . دربارهء حنيفيّت

--> ( 1 ) . يعقوبى ، ج 1 ، ص 257 دربارهء آنچه به ورقه نسبت داده شده ، بايد تأمل بيشترى كرد . ( 2 ) . المنمق ، ص 175 به بعد ؛ تاريخ ابن خلدون ، ج 2 قسمت دوم ، ص 4 ؛ المحبر ، صص 172 - 171 ، لازم به يادآورى است كه برخى از اين افراد به دليل توجه به ابراهيم به توحيد متمايل شده سپس به مسيحيت گرويده‌اند بعضى نيز نه از روى پيروى از ابراهيم بلكه ، ص رفاً گرايشات به دليل فطرى خود متوجه توحيد شده‌اند ؛ احتمالًا ابوذر ازجمله اين افراد است . ( 3 ) . الاغانى ، ج 4 ، ص 122 ؛ بلوغ الارب ، ج 2 ، ص 253 ( 4 ) . الاغانى ، ج 4 ، ص 129 ؛ بلوغ الارب ، ج 2 ، ص 253 ( 5 ) . الاغانى ، ج 4 ، ص 130 ؛ بلوغ الارب ، ج 2 ، ص 254 ( 6 ) . بلوغ ، ج 2 ، صص 256 - 255 ( 7 ) . حلية الاوليا ، ج 1 ، ص 157 ؛ الصحيح من سيرة النبى صلى الله عليه و آله و سلم ، ج 1 ، ص 263 ( 8 ) . الاغانى ، ج 5 ، ص 9 ( 9 ) . بهج الصباغة ، ج 2 ، ص 148 ( 10 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 1 ، ص 254